پدر شش ماهه

بسم الله

شش ماه گذشت...

شش ماه از داغی که هنوز می سوزاند...

شش ماه از آن روزی که کودک آرام گرفته را در میان دستانم تا گهواره قبر بردم گذشت...

شش ماه از لبخندها و لذت های من از این بلا می گذرد...

من یک پدرم

یک پدر شش ماهه...

بعد از شش ماه از این ابتلاء،هر وقت به آن می اندیشم ،خدا رو شکر می کنم و تسلیم رضایش هستم...در این مدت اتفاقات و ابتلائات زیادی را تجربه کردم و دمادم ضعف هایم نمایان شد،حیرتم زیاد شد اما خدا نگذاشت زمین بخورم...

خدا را شکر میکنم بر این مصیبت...

خدا را شکر می کنم که گوشه ای از ابتلاء حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها را چشیدم...

خدا رو شکر می کنم که گوشه ای از ابتلاء امام حسین علیه السلام را چشیدم...

و راضی به رضای خدا هستم...

هر چند که نمی توان حس پدر بودن را کتمان کرد،پدری که حتی یک بار هم چشمان باز کودکش و لبخند او را ندید...

نمی دانستم حس پدر بودن اینقدر زیباست...

هنوز هم بر بالین گهواره قبرش می روم و به وی حسرت می خورم...و به تمام کودکانی که در کنارش خوابیده اند...

حس عجیبی است که در میان کسانی قدم می گذاری که یقین داری همشون بهشتی اند...

می گویند فرزندی که اینچنین شود،شهید است و این یعنی من الآن پدر شهیدم.اما ای خدای بزرگ و مهربان ،ای خدایی که هیچ وقت بد بنده ات را نمی خوای،ای خدایی که مصلحت بنده ات را بهتر از خودش می دانی،بعد از شکر به درگاهت بابت این لطف،هیچ وقت دلخوش پدر شهید بودن نخواهم ماند...

حس پدر بودن بسیار بسیار زیباست.اما زیباتر از این حس،گذشتن از آن برای خداست...

از جنس نور

امام جواد علیه السلام:


الْمُؤ مِنُ يَحْتاجُ إ لى ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفيقٍ مِنَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ، وَقَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.

فرمود: مؤ من در هر حال نيازمند به سه خصلت است : توفيق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذيرش نصيحت كسى كه او را نصيحت نمايد.