کتاب همیشه

قرآن کریم در کلام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

 

کتاب همیشه
قرآن، کتاب معرفت است. ما در زمینه‌ى زندگى، در زمینه‌ى آینده، در زمینه‌ى تکلیف کنونى، در زمینه‌ى هدف از بودن و در بسیارى از زمینه‌هاى دیگر، خیلى از مسائل را نمى‌دانیم. بشر مشحون به جهالت‌هاست و قرآن براى انسان معرفت مى‌آورد.

قرآن کتاب نور، کتاب معرفت، کتاب نجات، کتاب سلامت، کتاب رشد و تعالى و کتاب قرب به خداست. ما این خصوصیات را چه وقت از قرآن به دست مى‌آوریم؟ همین که قرآن را در جیبمان بگذاریم کافى است؟ این‌که در هنگام سفر، از زیر قرآن رد شویم کافى است؟ این‌که ما در جلسه‌ى تلاوت قرآن شرکت کنیم کافى است؟ این‌که حتى قرآن را با صداى خوش تلاوت کنیم یا تلاوت خوش را بشنویم و از آن لذت ببریم کافى است؟ نه؛ چیز دیگرى لازم دارد. آن چیست؟ آن تدبر در قرآن است. باید در قرآن تدبر کرد. خود قرآن در موارد متعدد از ما مى‌خواهد که تدبر کنیم.
در مراسم اختتامیه‌ى مسابقات قرائت قرآن – ۱۴/۱۰/۱۳۷۳

دل بدهید!
اشکال عمده در کار قرآن خوانی‌هاى بى‌تأمل، این است که اصلاً روى جملات درنگ نمى‌کنند. شما وقتى سخن حکیمى، یا سخن حکمت‌آمیزى را مى‌شنوید، باید به آن دل بدهید؛ بدون دل دادن انسان مراد را نمى‌فهمد. هر کتاب عادى- به‌خصوص اگر کتاب پرمغزى باشد، به‌خصوص اگر حکیم فرزانه‌ى بزرگى آن را نوشته باشد- همین حالت را دارد. اگر سرسرى بخوانید و رد شوید، از آن چیزى نمى‌فهمید. قرآن مى‌گوید: “مرا سرسرى نخوانید!” قرآن از عالى‌ترین مقام است؛ از قله‌ى معرفت عالم وجود است. این است که انسان باید تأمل کند و چون عمق این آیات و این مفاهیم، خیلى زیاد است، هرکسى تأمل کند، از آن استفاده خواهد کرد.
گفت و شنود به مناسبت میلاد حضرت فاطمه‌ى زهرا(س) – ۱۸/۰۷/۱۳۷۷

انس بگیرید تا بفهمید!
در دوران طاغوت، من در مشهد جلسات تفسیر و درس قرآن داشتم؛ به جوانانى که مى‌آمدند، مى‌گفتم که هرکدام از شماها یک نسخه‌ى قرآن در جیب بغلتان داشته باشید؛ اگر در جایى منتظر کارى مى‌ایستید و فراغتى پیدا مى‌کنید- یک دقیقه، دو دقیقه، پنج دقیقه، نیم‌ساعت- قرآن را باز کنید و به تلاوت آن مشغول شوید، تا با این کتاب انس پیدا کنید. تعدادى که این‌طور عمل کرده بودند، هرچند بسیار اندک بودند، لیکن احساس مى‌کردم که این‌ها با این‌که غالباً هم عربى نمى‌دانستند، از لحاظ فهم معارف اسلامى، از دیگران برجسته‌تر بودند و به‌طور ممتازى با آن‌ها تفاوت داشتند.
بدر دیدار با قاریان مصرى: شحات محمد انور و سید متولى عبدالعال – ۰۳/۱۱/۱۳۷۰


منبع:کتاب پردازان

برگی دیگر

و برگی دیگر بر اوراق افتخار این انقلاب افزوده شد...

وراهی جدید گشوده شد...

و افقی جدید رخ نمود...

و قدمها مستحکم تر شد...

و اراده ها پولادین تر...

و خون شهیدی دگر بار زمین را به آسمان متصل نمود...

و بار دیگر کربلا را فتح کردیم...

فرهنگی تکاور

سلام

درباره تکاورها سخنان زیادی شنیده اید که یکی از آنها استقامت آنها در شرایط سخت است.

من توی این چند روزه فهمیدم که در کار فرهنگی باید تکاور باشم.نه به این خاطر که کار فرهنگی سخت است و شرایط برایمان نامناسب است. بخاط سفری است  که همراه همکارم که کارشناس منابع ادارمونه به چند شهرستان داشتم.

از یک صبح تا شبی فقط چهار شهرستان رو دیدم.اما...

شاید یکی از سخت ترین سفرهای عمرم بود.چندین ساعت در جاده بالا و پایین رفتم و مقداری در حین بالا و پایین رفتن پیچ و تاب خوردیم و نهایتم در حین بالا و پایین رفتن و پیچ و تاب خوردن از کنار گردنه های وحشتناکی گذشتیم  به این وضعیت گرمای هوا !!!!رو هم در اوج زمستون اضافه کنید. در آخر آخر در حوالی آخرین منزل من از ماشین پریدم بیرون و گلاب به روتون...هم من و هم آقا محسن سنچولی منابع رو به قبله شدیم...

هر جا که رفتم با خودم گفتم چطور از دوستانم انتظار داشته باشم که دائما کتابخانه ها رو چک کنند و فعالیت ها رو از نزدیک رصد کنن...

حق داشتن بگن که مرسولات پستی بعد از اتمام وقت مسابقات می رسد...

آخه چطور میشه رفت و آمد در چنین جاده ای دائمی باشه و بسته ها به موقع برسند.

فاصله از مرکز شهرستان بسیار دور و هزار و یک مشکل دیگر...

هر چند مواجه شدن با مردمی آرام و مهمان نواز و دور از هیاهوی زندگی های کاذب برایمان جذاب بود.مردمی که حس می کردی هنوز تعاملاتشان برمبنای محبت است نه سود...

و فهمیدم که  باید نه تنها از لحاظ فکر قوی باشم که یه جاهایی باید جسماً هم قوی بود...

 

آی فیلم نمایش!!!!!

IFILM

نمایش

IFILM

نمایش

IFILM

نمایش

.

.

.

.

IFILM

نمایش

IFILM

نمایش

مطالعه چند سطر

IFILM

نمایش

IFILM

برق ها رو خاموش کن میخوام بخوابم

مگه ساعت چنده؟

نصف شبه پای تلویزیون خوابت برد


پی نوشت: میخوام به فرق خواب و غفلت فکر کنم

پرندگان بهشت

شطرنج با ماشین قیامت

نویسنده: حبیب احمدزاده   

احمد زاده در رمان «شطرنج با ماشین قیامت» سه روز از ایام دلهره آور محاصره خرمشهر توسط نیروهای عراقی را با زبانی داستانی روایت کرده است.شخصیت اصلی داستان این رمان یک رزمنده بسیجی جوانی است که در عملیاتی محرمانه برای یافتن محل استقرار رادار فرانسوی سامبلین، به واسطه همرزمش پرویز با افراد و شخصیت هایی درگیر می شود.

  نویسنده نگاهی کاملا بی طرف و در عین حال انسانی به جنگ ایران و عراق دارد . به دور از هرگونه تعصب و البته همراه با احساسات پاک میهن پرستانه و در نهایت ساده نگاشتن و اجمال شیرین در روایت داستان در محیط یک شهر جنگ زده و البته در محاصره و همراه با شخصیت پردازی بسیار دلنشین که از خصوصیات یک رمان تاثیرگذار است . رمان البته شیوه ی جذاب روایتش را تا به آخر حفظ میکنند و سرخوشی ها و شوخی های جذاب و لحن طنز اثر برای مخاطب لذت خواندن یک داستان دلنشین را میدهد.

  این کتاب توسط پال اسپراکمن مترجم آمریکایی به انگلیسی ترجمه شده و انتشارات مزدا آن را در آمریکا منتشر کرده است.همچنین به زبان آلبانیایی نیز برگردانده شده است.علاوه بر این این رمان به عنوان یکی از کتاب های درسی دانشگاه راتگرز امریکا قرار دارد.

  این کتاب به عنوان بهترین رمان جایزه ادبی اصفهان، بهترین رمان دفاع مقدس جایزه کتاب سال شهید غنی پور، تنها رمان تقدیر شده کتاب سال دفاع مقدس در سال ۱۳۸۵، کاندیدای نهایی کتاب سال قلم زرین در سال ۸۵ و کاندیدای نهایی بخش رمان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در همان سال انتخاب شده است.


منبع:کتاب پردازان

باید منتظر فتنه ای بزرگتر بود

۹ دی پایانی برای فتنه ای پیچیده بود که علیه این نظام اسلامی طراحی شد و با لطف خدا و تجلی آن لطف در بصیرت و هوشیاری رهبری، طومار آن در هم پیچیده شد.این فرایند درس هایی برای ما داشت و با نظر کردن به ریزش ها و رویش های آن می توان فهمید که انقلاب مرحله ای عظیم را پشت سرگذاشت ،البته با پیروزی و لذا قوی تر شد.

ابتلائات برای جوامع اسلامی همین گونه هستند.آمده اند تا باعث ارتقاء تکاملی ما شوند.به این گونه ابتلائات بعد از انقلاب نگاهی بیاندازید: درگیری های داخلی ابتدای انقلاب،دوران دفاع مقدس و ... هر واقعه را هم دقت بکنید هر مقدار که به زمان حال نزدیکتر می شویم پیچیده تر و عظیمتر می شوند و با غلبه بر هر کدام از آنها ما نیز قوی تر شدیم.اینها الطاف خدایی بود که در این مدت نکاتی را برای ما روشن نمود نکاتی مثل:

۱- تقویت مبانی فکری و اعتقادی

۲-غربال کردن نیروهایی که در بدنه مدیریت نظام بودند

۳-فهمیدیم  که تکیه گاه های ما باید کجا باشد.این انقلاب فقط تکیه بر خدا کرد لذا از تحریم ها نهراسید چرا که تکیه بر موارد تحریمی نداشت

۴-افق های جدیدی را پیش روی ما باز نمود

۵-ما ،آدمهای انقلاب اسلامی،بزرگتر شدیم و در برابر خدا خاضعتر

۶-و...

این انقلاب هنوز کارهای زیادی باید انجام دهد و باید از قویتر از پیش شود لذا باید مطمئن بود که ابتلاء دیگری در پیش خواهد بود

بزرگتر و پیچیده تر

خدایا تو شاهد باش که ما از زیر پرچم رهبر بزرگ این انقلاب بیرون نرفتیم

خدایا تا کنون ولایتی بودیم(ان شاء الله) به لطف خود ما را همچنان ولایتی نگه دار

خدایا از شر فتنه ها ی روزگار به تو پناه می برم

خدایا این درد ها را به جان می خریم تا نامت و حکومتت در دنیا زنده باشد و پرچم پیامبر و امامانمان همیشه در اعتزاز

خدایا ما را عاقبت به خیر کن

آمین

دختری کنار شط

کتاب دختری در کنار شط اثر عبدالرضا سالمی نژاد به بررسی زندگی و خاطرات شهیده مریم فرهانیان می پردازد.

نویسنده در ابتدای این کتاب نوشته است: بررسی زندگی شهیده مریم فرهانیان پرداخت یک شخصیت ماجراجو و یا انسانی حادثه ای نیست تا انتظار داشته باشیم حوادث و رویدادهای نا گفته ای در این کتاب بخوانیم، او حتی یک فرمانده نظامی یا طراح نقشه های عملیاتی نیز نیست تا از این منظر بتوان به توانمندی های فردی و استعدادهای خدادادی مردان جنگ بنگریم.

مریم حتی رزمنده ای معمولی نیست که در برخورد مستقیم با دشمن با او خاطراتی ناب و کم تکرار از جنگ را مرور کنیم . او دختری 22 ساله است که در سالهای آغازین جنگ با انفجاری ساده در مکانی غریب به شهادت می رسد بی آنکه کسی آخرین لحظات او را به تصویر بکشد.

آنچه نگارنده را بر‌آن داشته تا کتاب زندگی این شهید را دنبال کند و خواندش را به دختران جوان توصیه کند فرایند پختگی ، کمال و شکوفایی یک دختر مسلمان جوان است که راه طولانی عرفان صد ساله را در میان برترین مسیر (شهادت ) می پیماید.

این کتاب در هشت فصل با عناوین خانواده ، انقلاب اسلامی ، مشارکتهای اجتماعی ، جنگ تحمیلی ، امدادگر جنگ ، مدد کار جنگ ، شهادت و عکس ها ،اسناد و پیوستها به چاپ رسیده است.

کتاب دختری در کنار شط در شمارگان 3 هزار نسخه در 311 صفحه به همت نشر فاتحان به قیمت 52 هزار ریال چاپ و روانه بازار نشر شده است .

مریم فرهانیان فرزند حاج لطیف آبادانی و ننه هادی از اعراب اهل بصره و مهاجر بود ، وی در سال 1342 در آبادان متولد شد و پس از دوران تحصیل به عنوان مددکار بنیاد شهید و امدادگر بیمارستان شرکت نفت ابادان در طول سالهای جنگ فعالیت می کرد که سرانجام در جریان بمباران شهر ابادان در سال 63 به شهادت رسید .

عاشورا و مدیریت تفکر

بسم الله الرحمن الرحیم

Memariani Master

 

مهم است که بتوانیم از تفکر عاشوراییان الگوبرداری کنیم و خودمان باری بر دوش امام(ع) نباشیم بلکه یار و یاور آن ها باشیم. به نظر می رسد شور و شعار به تنهایی خوراک این هدف را فراهم نمی کند. باید اندکی تأمل کرد و در خلوت ها به نقادی و ارزیابی نشست و صورت مسئله را پیدا کرد. فرصت محرم و صفر و شرکت در مجالس عزاداری و شنیدن جلوه های مختلف تابلوی تمام عیار عاشورا، این زمینه را به خوبی فراهم می کند. فقط باید فکر کرد و بلافاصله تصمیم گرفت.

عاشورا یک نقشه راه تمام عیار برای کسانی است که می خواهند در این دنیای شلوغ و پر از جلوه و زینت، راه خودشان را تا بی نهایت انسانی و رضا و رضوان الهی پیدا کنند. کسانی که به کمتر از این ها قانع باشند، به همین مقدار اندک از دنیا کفایت می کنند و عطشی برای رشد و جهش و بالندگی ندارند. نمی دانم ما از کدام دسته هستیم و واقعا چه می خواهیم و ارزیابی ما از تمام این وقایع و حادثه ها چقدر و چگونه است؟ به نظر می رسد شما خوانندگان عزیز هم با این نظر موافق هستید که این عزاداری ها و اشک ها و گریه ها و شور و حال حسینی؛ باید زمینه ساز این تحول و حرکت در ابعاد فردی و اجتماعی باشد و گرنه هیچ حقی از عاشورا ادا نشده است.

در این راستا به نیت فعال تر شدن تفکر در این زمینه تعدادی سوال را با هم مرور می کنیم. امید داریم قطره ای از این اقیانوس بیکران عزت و آزادگی نصیب ما هم بشود.

۱ – عاشورا امروز در کجای زندگی فردی و اجتماعی ما واقع است؟ کدام یک از تصمیمات ما در سبک زندگی مان نشأت گرفته از عاشوراست؟

۲ – فاصله ما از یاران عاشورایی امام حسین(علیه السلام) چقدر است؟

۳ – بدهی های ما به امام و یارانشان چقدر است؟

۴ – چگونه زندگی کنیم تا از یار نمانیم و پی اغیار ندویم؟

۵ – تعلق های ما به دنیا چه نسبتی با همراهی با امام دارد؟ چرا آن ها را جدی نمی گیریم؟

۶ – چرا فکر می کنیم ما اصلا با اهل کوفه شباهتی نداریم؟

و ده ها سوال از این قبیل که باید به دنبال پاسخ هایش باشیم و گرنه از راه می مانیم با توهم در راه بودن.

جلیل معماریانی


منبع:کتاب پردازان

این دومین کتاب است

تکانی برای بیداری

در چند پست قبل کتاب مراقبه های عاشورایی رو معرفی کردم.الآن هم در حال خوندن کتاب هستم.تا کنون حس می کردم که عمیق ترین و لذت بخشترین کتابی که درباره عاشورا و کربلا خوندم فتح خون شهید آوینی هست.اما حالا این کتاب هم بهش اضافه شد.ظرفیت هایی که  عاشورا برای ما ایجاد کرده خیلی بیشتر از اونی هست که تا حالا فکر می کردم.اعتراف می کنم که خیلی روی نگرش و بینش من تاثیر گذاشته.

بازم میگم.خوندنشو از دست ندید

ارزش واقعی انسان به چیست؟

ارزش واقعی انسان به چیست؟

این کلام از جناب علامه نقل به مضمون است،

علامه محمد تقی جعفری (رحمه­ الله ­علیه) می گفتند:

عده ای از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».

برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه ی آن است. اما معیار ارزش انسان ها در چیست.

هر کدام از جامعه شناسان صحبت هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.

بعد وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می ورزد.

کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.

اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه ی خداست.

علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان صحبت های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.

وقتی تشویق آنها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه میفرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازه ی چیزی است که دوست می دارد».

وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .

حضرت علامه در ادامه می گفتند: عشقِ حلال این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!»، چقدر بدش می آید؟ در واقع می فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی ارزش است!

اینجاست که ارزش و مفهوم «ثار الله» معلوم میشود. ثار الله اضافه ی تشریفی است. خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه ی خدای متعال است.


منبع:بی تعلق

و چقدر سخت است که...

وقتی از کسی کاری میخوای که انجام بده که کمکی به رشد مطالعه بکنه بعد از آوردن یه سری دلایل و ...آخرش بهت بفهمونه که داری آرمانی فکر می کنی و باید قبلش یه کارایی بکنی...

هر چی فکر می کنم من که چیز زیادی ازشون نخواستم...

کیه که بفهمه آرمانش هر چه قدر بزرگتر باشه،خودش بزرگتر می شه؟

فکر کنم باید یه چیزایی درباره آرمان بنویسم.