مراقبه های عاشورایی

اين اثر گفتارهایی عاشورایی از استاد فقید سید منیر الدین حسینی و حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی میرباقری می باشد. کتاب حاضر در در سه بخش تنظیم گردیده است؛ در شناخت عاشورا، مراقب های عاشورا، و مراقبه های عاشورایی هنرمندان.

در مقدمه این کتاب به مبادی و مبانی تحلیل قیام عظیم عاشورا به عنوان یکی از مهم ترین وقایع تاریخ پرداخته شده و آمده است که مقدمه ضروری تفسیر عاشورا، یافتن نقشه آن حرکت جامعی است که عاشورا در درون آن و بخاطر تکمیل شدن آن رخ داده است. در بخش اول این کتاب با عنوان شناخت عاشورا به بررسی شخصیت تاریخی سیدالشهدا و تحریفات عاشورا پرداخته شده و آمده است که زبان سید الشهدا زبان سخن گفتن با عاطفه تاریخ است اینکه سیّدالشّهدا در میدان جنگ در شدیدترین مقاومت‌ها و ظلم‌ستیزی‌ها به عواطف انسانی کمال اهتمام را می‌ورزد و در کشاکش مقابله با ظلم در یک روز، دوازده بار از جنگ به خیمه بازمی‌گردد؛ به این دلیل است که باید عاشورا الگوی تکامل­ گرایی تاریخی باشد. بخش های دیگر این کتاب به مراقبه های عاشورا و مراقبه های عاشورایی هنرمندان اختصاص یافته است


منبع:سایت فرهنگستان علوم اسلامی

الهی دور آمریکا بگردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

الا ای عشق ما ای غرب وحشی

نبینم توی گل مانند خر شی

***

مبادا کَس بگیرد حالتان را

به جا آرد کمی احوالتان را

***

نگیرد کس هواپیمایتان را

یکی مَه‌پیکر زیبایتان را

***

بمیرم من! الهی بد نبینی

بلاهایی که پیش آید نبینی

***

دعا دارم به کم قانع نگردی

چنین دیگر شما ضایع نگردی

***

ببین خون در دلم گردیده امروز

دو چشمم اشک ماتم دیده امروز

***

دلم در تاب و تب افتاده زیرا

دگر جانم به لب افتاده زیرا

***

از آن طیاره‌هایت، ورپریده

خبرهای بدی ما را رسیده!

***

شنیدستم که لو رفتی شدیداً

کنون تا ناکجا رفتی شدیداً

***

نترس! آخر چرا بی‌رنگ و رویی

نکن باور تو این بی‌آبرویی!

***

خیالت تخت و راحت ما نمردیم

دلارت را عمو، مفتی نخوردیم

***

کنون سازم فضا را گیج و قاتی

بسازم روز وشب هِی شایعاتی

***

ز ترسم گر کنون بی‌رنگ و رویم

نشستم هر کجا، این را بگویم:



«هواپیما نبود این! پس دروغ است

تمام ماجرا در کشک و دوغ است!»

***

به بیداری و یا در حالت خواب

خیالت جمع و راحت باشد ارباب

***

حمایت می‌شوی هر جا که باشی

به هر سوتی که هر جا داده باشی

***

جنایت هم کنی ما پشتت هستیم

شبیه مهره‌ای در مشتت هستیم

***

همانا بوق تبلیغاتِ‌تانیم

چونان یابوی در میدانِ‌تانیم

***

ببین اینجا نشستم خاطرت جمع

هوادار تو هستم خاطرت جمع

***

وطن را می‌فروشم، مردِ مردَم

الهی دور آمریکا بگردم!

------------------------------------------------------------------------------------

منبع:جهان نیوز

فتح خون 3

فصل سوم : مناظره عقل و عشق

راوی

آماده باشید كه وقت رفتن است

عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو... واین هر دو، ‌عقل وعشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود.

ادامه نوشته

فتح خون 2

 فصل دوم: كوفه

راوی

ای تشنگان كوثر ولایت! بیایید ... من سرچشمه را یافته ام . وا اسفا! باطن قبله را رها كرده اید و بر گرد دیوارهایی سنگی می چرخید ؟ بیایید ... باطن قبله اینجاست . به خدا ، اگر نبود كه خداوند خود اینچنین خواسته ، می دیدی كعبه را كه به طواف امام آمده است و حجرالاسود را می دیدی كه با او بیعت می كند . مگر نه اینكه انسان كامل ، غایت تكامل عالم است ؟ ... ای امت آخر ! بر شما چه رفته است ؟ مگر تا كجا می توان درمحاق غفلت و كوری فرو شد كه خورشید را نشناخت ؟ معاویه مرده است و یزید بر خلافت خویش از مردم بیعت می گیرد . آیا می توان دست بیعت به یزید داد و آنگاه باز هم به جانب قبله نماز گزارد ؟ یزید كه قبله نمی شناسد ، یزید كه نماز نمی گزارد. چه رفته است شما را ای امت آخر ؟... مكه ، مدینه ، بصره ... دمشق . آیا در این دیار خاموشان زنده ای باقی نمانده است كه سحر شیطان او را از خویشتن نربوده باشد؟ آیا كسی هست كه روح خویش را به شیطان نفروخته باشد؟ وامحمدا! چرا هیچ دستی و عَلَمی ازهیچ جا به یاری حق بلند نمی شود؟ آیا همه دست ها را بریده اند؟ زبان ها را نیز؟‌پس چرا هیچ فریادی به دادخواهی برنخاسته است ؟ حضرت امام حسین از روز جمعه سوم شعبان كه قافله عشق به مكه رسیده است تا هشتم ذی الحجه كه مكه را ترك خواهد كرد ، چهارماه و چند روز در این شهر توقف داشته است ...چهار ماه و چند روز. نه ،واقعه آن همه شتاب زده روی نداده است كه كسی فرصت اندیشیدن در آن را نیافته باشد ... و اب این همه ، ازهیچ شهری جز كوفه ندایی برنخاست . ما كوفیان را بی وفامی دانیم ، مظهر بی وفایی ، و این حق است؛ اما آیا نباید پرسید كه از كوفه گذشته ، چرا ازمكه و مدینه و بصره و دمشق نیز دستی به یاری حق از آستین بیرون نیامد جز آن هفتادو چند تن كه شنیده اید و شنیده ایم ؟ اگر نیك بیندیشیم ، شاید انصاف این باشد كه بگوییم باز هم كوفیان ! كه در آن سرزمین اموات ، جز ازكوفه جنبشی برنخاست ؛ بازهم كوفیان ! فصل انجماد رسیده و قلب ها نیز یخ زده بود .حیات قلب در گریه است و آن « قتیل العَرَبات » كشته شد تا ما بگرییم و ... خورشید عشق را به دیار مرده قلب هایمان دعوت كنیم و برف ها آب شوند و فصل انجماد سپری شود . مدینه، سرزمین انصار  مقصد هجرت رسول اكرم، رضا به هجرت فرزند و رسول خدا داد و خاموش ماند. آیا راست است كه چون مركز خلافت از مدینه به كوفه انتقال یافت ، مدینه الرسول آسوده از دغدغه خاطر ، تن به تن آسایی و عافیت طلبی سپرد ؟ و اگر حق جز این است ، چرا آنگاه كه حسین مدینه را به قصد مكه ترك گفت ، واكنشی آنچنان كه شایسته است از مردم دیده نشد؟... مكه نیز خود را به تغافل سپرد و كناره گرفت و منتظر ماند تا كار به پایان رسد . در بصره نیز جز دو قبیله ازقبایل پنجگانه شهر ، امام را پاسخی شایسته نگفتند و آن دو قبیله نیز تا خود را به صحرای كربلا برسانند ، كار از كار گذشته بود . اما دمشق ، از آغاز ، قلمرو معاویه بن ابی سفیان و والیانی از زمره او بود و آنان درطول این سالها با دغل بازی كار را بدانجا كشیده بودند كه عداوت مردم شام با علی بن ابی طالب صبغه ای دینی یافته بود... و بالاخره كوفه ـ چه آهنگ ناخوشایندی دارد این نام ، و چه بار سنگینی از رنج با خود می آورد ! باری به سنگینی همه رنج هایی كه علی (ع) ازكوفیان كشید ... بگذار رنج های زهرا و حسن و حسین را نیز بر آن بیفزاییم ؛ باری به سنگینی همه رنجی كه دراین آیه مباركه نهفته است : لقد خلقنا الانسان فی كبد . آه چه رنجی !

ادامه نوشته

فتح خون 1

 فصل اول: آغاز هجرت عظیم

                                                                          

          راوی

 در سنه چهل و نهم هجرت، ‌هنگام شهادت امام حسن مجتبی، ‌دیگر رویای صادقه پیامبر صدق به تمامی تعبیر یافته بود و منبر رسول خدا، یعنی كرسی خلافت انسان كامل، اریكه ای بود كه بوزینگان بر آن بالا و پایین می رفتند. روز بعثت به شام هزار ماهه سلطنت بنی امیه پایان می گرفت و غشوه تاریك شب، پهنه ای بود تا نور اختران امامت را ظاهر كند، و این است رسم جهان : روز به شب می رسد و شب به روز. آه از سرخی شفقی كه روز را به شب می رساند !

ادامه نوشته

"فرار به سوی خدا"

می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود.

همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود.

وقتی پدر وارد شد،

مادر شکایت او را به پدرش کرد.

پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.

پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است،

وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟

راه فراری ندارد! خودش را به سینه‌ی پدر چسباند.

شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.

شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است

به سوی خدا فرار کنید.

 «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»

هر کجا متوحش(وحشت زده) شدید راه فرار به سوی خداست.


از بیانات مرحوم حاج اسماعیل دولابی رحمه الله علیه

جان ها فدای دین

در ایام محرم ارباب عشق و شور حسینی، اگر دنبال شعور حسینی هم هستید، پیشنهاد می کنم "جانها فدای دین" را حتماً بخوانید. کتاب کم حجمی است و وقتی از شما نمی گیرد.

جانها فدای دین

جانها فدای دین نام کتابی است به نام حضرت علامه مصباح یزدی (حفظه الله تعالی) که چاپ دوم آن در سال 1387 توسط انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی حضرت امام خمینی(ره) منتشر گردیده است.

این کتاب ارزشمند که ویراسته 3 سخنرانی آیت الله مصباح در محرم 1383 شمسی است، توسط حجه الاسلام مهدی نادری قمی تدوین شده است.

در این کتاب، تحلیل انسان ساز و الهام بخشی از واقعه عاشورا می خوانید. تحلیلی که ابتدا با ذکر روایتی از امام صادق (ع) و 5 وصیت مهم پیامبر عظیم الشان (ص) به امیرالمومنین(ع) شروع می شود.

پرهیز از دروغ، دوری از خیانت، خوف از خدا و گریه از خشیت الهی 4 وصیت اول پیامبر(ص) به امیرالمومنین(ع) است و پنجمین وصیت، وصیتی است که عنوان کتاب را در بر گرفته و تحلیل می گردد: یاعلی! سفارش پنجم من به تو این است که مالت را و خونت را در راه دینت نثار کنی.

در ادامه حضرت علامه دو پرسش طرح کرده و به آن پاسخ می دهند. یکی اینکه چگونه خون امام حسین(ع) اسلام را بیمه کرد؟ و دیگر اینکه آیا اصولاً جایز است کسانی جان خود را به خطر اندازند و خود و خانواده خود را به کشتن دهند برای بقای دین؟

همچنین یک تحلیل غلط و شاید بعضاً رایج درباره قیام اباعبدالله (ع) مبنی بر اینکه حضرت به اعتماد نامه های کوفیان به سمت کوفه حرکت کرده و اگر می دانستند در این راه شهید می شوند، تقیه می کردند و راه برادر را در پیش می گرفتند، طرح و نقد شده و دیدگاه صحیح از زبان علامه مصباح نقل می گردد.

در صفحه 66 این کتاب هم دیدگاه کلیسایی درباره عاشورا و شهادت امام حسین(ع) به نقد کشیده شده است.

" سکولاریزم و پیامدهای آن در جامعه اسلامی" عنوان صفحه 83 کتاب است که اشاره دارد به سابقه پیدایش سکولاریزم در سالهای اولیه ظهور اسلام و ظهور این اندیشه پس از واقعه غدیرخم.

شاه بیت کتاب

" اگر امام حسین(ع) فرمود هیهات من الذله این سخن یک پند و موعظه اخلاقی نبود، بلکه مطلب این است که من حاضر نیستم زیر بار ذلت بروم و اسلام چنین اجازه ای به من نمی دهد. ما گاهی این مطلب را طوری طرح می کنیم یا برایمان مطرح می کنند که تصور می کنیم اینها یک خصیصه و ویژگی شخص و فردی امام حسین (ع) بوده است. این تصور قطعاً باطل است. صحبت سلیقه شخصی و تکلیف اختصاصی نیست. اگر سیدالشهدا (ع) زیر بار زور نرفت و تن به ذلت نداد از آن جهت بود که دستور دین چنین است و دین و دستورات آن به امام معصوم (ع) اختصاص ندارد، بلکه مربوط به همه مسلمان هاست."


به نقل از وبلاگ خاکریزهای کاغذی  احسان عابدی

کربلا یعنی که یار رهبری..............از حسین عصر خود فرمانبری

این کتاب این گنج